معنی کتعاء
10 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) داه. (منتهی الارب) (آنندراج). کنیز. کنیز دوشیزه. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (ص) مؤنث اَکتَع. (اقرب الموارد). رجوع به اکتع شود. || از اتباع جمعاء است در توکید مؤنث. (از اقرب الموارد). در توکید مؤنث گویند: اشتریت الدار جمعاء کتعاء و هذه لک جمعاء کتعاء؛ و چون کتعاء از اتباع جمعاء می باشد بر آن مقدم نمی شود. (ناظم الاطباء). ج، کُتَع. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به کُتَع شود.
کلمات همقافیه با «کتعاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر