معنی کترهای
5 بازدید
[ کَ رَ / رِ ] (ص، ق) در تداول عامه، بغلط. بی اندیشه. بی رویه. (یادداشت مؤلف). بی خود. بدون دلیل. (فرهنگ فارسی معین). بیخودی. بی پایه. باطل و بی معنی و دروغ و بی اساس. (لغات عامیانهٔ جمال زاده): من هیچوقت کارم کتره ای و بدون نقشه نبوده است. (فرهنگ فارسی معین). - کتره ای گفتن؛ بی خودی و بدون اطلاع گفتن. بی اندیشه گفتن. بی رویه و نادانسته گفتن. خلاف واقع گفتن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کترهای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر