معنی کتخ
4 بازدید
[ کَ تَ ] (اِ) بمعنی کشک باشد که دوغ خشک شده است و ترکان قروت گویند. (برهان). کشک باشد که در آش کنند. (آنندراج). کشک. (اوبهی): مدام تا که ز خاصیت اهل صفرا را موافق است همه عمر ناردان و کتخ. خواجه عمید لوبکی (از جهانگیری). || نان خورشی را گویند که از شیر و دوغ ترش و نمک سازند و عربان شیراز گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء). از ترشی و شیرینی هر چه با نان خورند که قتق گویند و ظاهراً کتخ فارسی و قتق ترکی باشد. (آنندراج). کتغ. (فرهنگ جهانگیری).[ کَ تِ ] (اِ) چاشنی را گویند و آن ترشی و شیرینی بهم آمیخته باشد. (برهان). چاشنی باشد ممزوج از ترشی و شیرینی که در آشها بریزند و آن را به ترکی قاتق گویند. (فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «کتخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تخ» برای سرودن شعر