معنی کتایب
6 بازدید
[ کَ یِ ] (ع اِ) کتائب. جِ کتیبه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). لشکرها: و مردم شهر اندر حالت اختلاط کتایب و اختراط قواضب و تمکین یافتن نیزه ها در سینه ها... با ایشان مقاومت نتوانند کرد. (تاریخ بیهق ص ۱۴). معمور به حشمتش اقالیم منصور به دولتش کتایب.انوری. تا روز دیگر مواکب و کتایب و عساکر و مقانب به پای قلعه رسیدند. (جهانگشای جوینی). هامون از ازدحام کتایب به اهضاب سرافرازی کرد. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «کتایب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر