معنی کتانی

معنی کتانی

7 بازدید
[ ] (اِ) نوعی از زردآلو. (آنندراج): از رنگ طلایی کتانی پیراهن مه کند کتانی. محسن تأثیر (از آنندراج).
[ کَ / کَ تْ تا ] (ص نسبی) منسوب به کتان. از کتان. رجوع به کتان شود. || نوعی کفش که رویهٔ آن از پارچه کنند. کفش کتانی. || نوعی گل. گل کتانی. (فرهنگ فارسی معین). || نوعی کاغذ عالی که در عکاسی و چاپ بکار رود و سطح آن دارای برجستگیهایی است بطرح تار و پود پارچهٔ کتان. (فرهنگ فارسی معین).
[ کَ تْ تا ] (اِخ) ابوبکر محمدبن علی بن جعفر الکتانی یکی از مشایخ صوفیه است. مسکن او به مکه بود وفاتش در این شهر در ۳۲۲ هـ . ق. به زمان قاهر خلیفه اتفاق افتاد. رجوع به تاریخ گزیده چ اروپا ص ۷۷۸ و انساب سمعانی شود.
[ کَ ] (اِخ) ابومحمد عبداللََّه بن سلمون کتانی. رجوع به معجم المطبوعات شود.
[ کَ ] (اِخ) جعفربن حسنی ادریسی متوفی ۱۳۲۳ هـ .ق. از اوست: ۱- رسالة فی احکام اهل الذمه. ۲- الشرب المختصر و السرالمنتظر من معین اهل القرن الثالث عشر. ۳- منتخب الاقاویل فی ما یتعلق بالسراویل (از معجم المطبوعات).
[ کَ ] (اِخ) محمد عبدالحی بن عبدالکبیر الکتانی الحسنی الادریسی الفاسی. از اوست: ۱ -حکم. ۲ -خبئةالکون. ۳ - الرحمة المرسلة فی شأن حدیث البسلمه. ۴ - السرالخفی الامتنانی الواصل الی ذکرالراتب الکتانی. ۵ -فنیة السائل فی اختصار الشمائل. ۶ -الکمال المتلالی و الاستدلالات العوالی. ۷ -لسان الحجة البرهانیه فی الذب عن شعائر الطریقة الاحمدیة الکتانیه. ۸ - لقطة العجلان بشرح الصلاة الانموذجیه. ۹ - مفاکهة ذوی النیل والاجادة فی الرد علی مدیر جریدة السعادة. (معجم المطبوعات).
[ کَ ] (اِخ) محمدبن جعفر و او پسر جفعر الادریسی الکتانی متوفی بسال ۴۵ هـ . ق. است. از اوست: ۱ -الازهار العاطرة الانفاس بذکر بعض محاسن قطب المغرب و تاج مدینه فاس. ۲ -بلوغ القصد والمرام ببیان ماتنفرمنه الملائکة الکرام. ۳ -الرسالة المستطرده لبیان مشهور کتب السنة المشرفة. ۴ -سلوة الانفاس و محادثة الاکیاس بمن اقبر من العلماء والصلحاء بفاس. ۵ -شفاء الاسقام والآلام بما یکفر ما تقدم و ما تأخرمن الذنوب و الآثام. ۶ -نظم المتناثر من الحدیث المتواتر. (معجم المطبوعات).

کلمات هم‌قافیه با «کتانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید