معنی کتابدان
8 بازدید
[ کِ ] (اِ مرکب) جای کتاب. جاکتابی. قمطر. قمطرة. (منتهی الارب). محفظهٔ کتاب. تپنگوی کتاب. قفسهٔ کتاب. (ناظم الاطباء). || (نف مرکب) دانندهٔ کتاب. آشنا به کتاب. || مقابل کتاب خوان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کتابدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر