معنی کتابداری
6 بازدید
[ کِ ] (حامص مرکب) داشتن کتاب. تملک کتاب. || مأموریت حفظ و نظم و ترتیب کتابها در کتابخانه. (فرهنگ فارسی معین). کار و شغل کتاب دار. || تصدی کتابخانه (و آن شغلی مهم محسوب میشده) (از فرهنگ فارسی معین): اما در زمان شاه جنت مکان منصب جلیل القدر کتاب داری یافته مورد شفقت و منظور تربیت گردید. (عالم آرا).
کلمات همقافیه با «کتابداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر