معنی کبیرالدین
4 بازدید
[ کَ رُدْ دی ] (اِخ) پسر شیخ فخرالدین ابراهیم عراقی است و مادرش دختر شیخ بهاءالدین زکریای مولتانی بوده است که هنگام اقامت شیخ عراقی به مولتان به همسری وی در آمده بود و زمانی که شیخ در شام اقامت داشت کبیرالدین به وی ملحق گردید. رجوع به رجال حبیب السیر ص ۳۴ و ۳۵ و از سعدی تا جامی ص ۱۴۸ شود.
کلمات همقافیه با «کبیرالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر