معنی کبوس
5 بازدید
[ کَ / کُ ] (ص) کج و ناراست باشد. (برهان) (از ناظم الاطباء). کژ و ناراست را گویند. (آنندراج). کژ باشد. (از فرهنگ اسدی): بجز بر آن صنم عاشقی فسوس آید که جز بر آن رخ او عاشقی کبوس آید. دقیقی. در فرهنگ جهانگیری کلمه بصورت کِیوس آمده است به همین معنی و صورت متن را هم ندارد.
کلمات همقافیه با «کبوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر