معنی کبودچشم
4 بازدید
[ کَ چَ / چِ ] (ص مرکب) آنکه چشمش به سبزی زند. (آنندراج). ازرق. (ترجمان القرآن). زاع. زاغ چشم. سبزچشم. زرقاء. (یادداشت مؤلف): و این مرد بازرگان سرخ و کبودچشم بود. (سندبادنامه ص ۳۰۵).
کلمات همقافیه با «کبودچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر