معنی کبوة
6 بازدید
[ کَ بْ وَ ] (ع اِمص، اِ) بروی افتادگی. || بی آتش شدگی آتش زنه. || گرد و تیرگی. (منتهی الارب) (آنندراج). گرد. (اقرب الموارد). || وقفه و بازایستادگی به کراهت. (منتهی الارب).[ کُ بْ وَ ] (ع اِ) بوی سوز. (منتهی الارب) (آنندراج). مجمر. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کبوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر