معنی کبستو
6 بازدید
[ کَ بَ ] (اِ) کبست. کبسته. حنظل. (برهان) (از ناظم الاطباء). کدوی تلخ. (ناظم الاطباء). || زهر گیاه. (برهان) (از ناظم الاطباء). رجوع به کبست شود.
کلمات همقافیه با «کبستو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر