معنی کبر کردن
5 بازدید
[ کِ کَ دَ ] (مص مرکب) تکبر کردن. کبر آوردن. کبر فروختن. باد کردن : دعوی مکن که برترم از دیگران به علم چون کبر کردی از همه دو نان فروتری. سعدی.
کلمات همقافیه با «کبر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر