معنی کبر نمودن
5 بازدید
[ کِ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) کبر کردن. زهو. (تاج المصادربیهقی). کبر آوردن. کبر فروختن. تکبر کردن. باد کردن. رجوع به کبر کردن و کبر آوردن شود.
کلمات همقافیه با «کبر نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر