معنی کبریت زدن
6 بازدید
[ کِ زَ دَ ] (مص مرکب) کشیدن سرچوب آغشته به گوگرد به سنبادهٔ موضوع بر کنارهٔ قوطی کبریت و افروختن آن. (از یادداشت مؤلف). کبریت کشیدن.
کلمات همقافیه با «کبریت زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر