معنی کبریت احمر

معنی کبریت احمر

14 بازدید
[ کِ تِ اَ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گوگرد سرخ. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). و گوگرد سرخ بغایت کمیاب است (غیاث اللغات). در کبریت احمر اقوال بسیار است؛ انطاکی گفته که معدن ذهب (؟) و بغدادی گفته وادی النمل است و بعضی گفته اند جوهری است مصنوع غیر معدنی و بعضی دهن الشعر مقطر دانسته اند. (مخزن الادویه). گوگرد سرخ. فسفر: نان خود بر سائلان کبریت احمر کرده اند. سنائی. و زمان اتصال چون کبریت احمر ناپایدار. (سندبادنامه ص ۱۰۳). آری خوشدلی عنقای مغرب و کبریت احمر و زمرد اصفر است. (سندبادنامه ص ۵۲). || کنایه از اکسیر، چرا که از او ساخته میشود و آن جزو اعظم اکسیر طلاست. (غیاث اللغات). به اصطلاح اهل صناعت کیمیا مصنوع در غایت سرخی را کبریت احمر نامند. (مخزن الادویه). || هر چیز که به دشواری تحصیل شود. گویند اعز من الکبریت الاحمر. (ناظم الاطباء ذیل کبریت). اعز من الکبریت الاحمر انما هو کقولهم اعز من بیض الانوق. (اقرب الموارد). - مثل کبریت احمر؛ نادر. نایاب. (از امثال و حکم).

کلمات هم‌قافیه با «کبریت احمر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید