معنی کبارس
4 بازدید
[ کُ رِ ] (اِخ) حاکم پاسارگاد که آنجا را تسلیم اسکندر کرد. رجوع به تاریخ ایران باستان ج ۲ ص ۱۴۲۱ و ۱۶۹۱ و ۱۶۹۲ شود.
کلمات همقافیه با «کبارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر