معنی کباد
4 بازدید
[ کُ ] (ع اِ) درد جگر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (غیاث) (آنندراج). و فی الحدیث: الکباد من الغبّ. (اقرب الموارد): و ضعیفی و درد جگر را (به تازی) کباد گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).[ کِ ] (ع مص) رنج کشیدن و تحمل کردن کاری. (از اقرب الموارد). رنج کاری کشیدن و سختی دیدن. (از منتهی الارب).[ کُ بْ با ] (ع اِ) لغتی است که عامه آنرا ترنج اطلاق کنند. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «کباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر