معنی کاینات

معنی کاینات

8 بازدید
[ یِ ] (ع ص، اِ) جِ کاین. کائنات. بودنی ها. موجودات. (یادداشت مؤلف): ای بخود مشغول گشته چون نبات چیست نزد تو خبر زین کاینات؟ ناصرخسرو. بنگر اندر لوح محفوظ ای پسر خطهاش از کاینات و فاسدات.ناصرخسرو. جوف فلک تا کنون پر نشد از کاینات از هنر شهریار پر شد اکنون فلک.خاقانی. زیرنشین علمت کاینات ما بتو قائم چو تو قائم بذات.نظامی. اول و آخر بوجود و صفات هست کن و نیست کن کاینات.نظامی. کفر از آن خاست که در کاینات کوکبهٔ زلف تو تأثیر کرد.عطار. گشاید دری بر دل از واردات فشاند سر دست بر کاینات.سعدی. - سرور کاینات؛ کنایه از حضرت محمد (ص) است : در خبر است از سرور کاینات و مفخر موجودات و... محمد مصطفی... (گلستان). - کایناتِ جو؛ حوادث که در هوا و زمین پیدا آید چون رعد و برق و تولد فلزات و مانند آنها.

کلمات هم‌قافیه با «کاینات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید