معنی کاویان
6 بازدید
(ص نسبی) منسوب به کاوه. کاویانی، چون: اختر کاویان، چتر کاویان، درفش کاویان، رایت کاویان. (از یادداشتهای مؤلف): با درفش کاویان و طاقدیس زر مشت افشار و شاهانه کمر.رودکی. بدو نیمه کرد اختر کاویان یکی نیمه بگرفت و رفت از میان.فردوسی. بیفتاد از دست ایرانیان درفش فروزندهٔ کاویان.فردوسی. ببستند گردان ایرانیان بپیش اندرون اختر کاویان.فردوسی. کجا آن تیغ کآتش در جهان زد تپانچه بر درفش کاویان زد.نظامی. از جور دومار برنجوشم چون رایت کاویان ببینم.خاقانی. یا لعاب اژدهای حمیری بر درفش کاویان خواهم فشاند.خاقانی. پیش آمده روان فریدون گهرفشان تا زان گهر زمین علم کاویان شده.خاقانی. رجوع به کاویانی شود.
کلمات همقافیه با «کاویان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر