معنی کاوی
6 بازدید
(ع ص) به آتش داغ دهنده به عضو. (آنندراج). سوزنده پوست را به آهن و مانند آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر