معنی کاهلکوش
5 بازدید
[ هِ ] (نف مرکب) تنبل. کاهل رو. کم کار. سست. کاهل قدم. کوشنده به تن آسانی و سستی و تنبلی : وی بسا تیزطبع کاهل کوش که شد از کاهلی زگال فروش .نظامی.
کلمات همقافیه با «کاهلکوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر