معنی کاهل

معنی کاهل

5 بازدید
[ هِ ] (ع اِ) میان دو کتف ستور. (غیاث). قسمت بالای پشت بدن که گردن بدان پیوندد و آن ثلث بالای ستون فقرات است و در آن شش مهره است. یا میان دو کتف یا پیوندگاه گردن در پشت... ج، کواهل. (از اقرب الموارد). سر کتف و استخوان برآمدهٔ کرانهٔ دوش ستور یا عام است یا دوش که سه یک حصه پشت سر است محتوی شش مهره یا مابین دو کتف، یا بن گردن از پشت. ج، کواهل. (منتهی الارب): برآوردم زمامش تا بناگوش فروهشتم هویدش تا به کاهل.منوچهری. || (ص) مرد کهل گردیده یعنی سیاه و سپید موی شده. (منتهی الارب) (محیطالمحیط). || گشن جوشان تیز شهوت. (منتهی الارب). || (اِ) ذوکاهل، کنایه از مرد خشمناک است. (منتهی الارب). || شدیدالکاهل، بلندجانب صاحب شوکت و قوت. (منتهی الارب).
[ هِ ] (ص) تن آسان. تن پرور. تنبل. (یادداشت مؤلف). سست. (غیاث): [ چغانیان ] ناحیتی بزرگ است و بسیار کشت و برز و برزیگران کاهل. (حدود العالم). که اندر جهان سود بی رنج نیست کسی را که کاهل بود گنج نیست.فردوسی. چو کاهل شود مرد هنگام کار از آن پس نیاید چنان روزگار.فردوسی. نگویی مرا کز چه ای روزگار گریزانی از من چو کاهل ز کار.فردوسی. هرگز نشود خسیس و کاهل اندر دو جهان به خیر مشهور.ناصرخسرو. آن نظر بر بخت چشم احول کند کلب را کهدانی و کاهل کند.مولوی. گفت هرچه کالهٔ سیم و زر است آن برد زان هر سه کو کاهلتر است.مولوی. هرک او عمل نکرد و عنایت امید داشت دانه نکشت کاهل و دخل انتظار کرد. سعدی. ترکیب ها: - کاهلانه. کاهل رو. کاهل شدن. کاهل قدم. کاهل مزاج. کاهل وار. کاهلی. رجوع به هر یک از این مدخل ها در ردیف خود شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاهل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید