معنی کاهبن
5 بازدید
[ بُ ] (اِ مرکب) بن کاه. ساقه و تنهٔ خشک شدهٔ گندم و جو. ساقه های درهم شکستهٔ غلات از قبیل گندم و جو و ارزن و برنج و جز آن که اهالی دارالمرز کلش نامند. (ناظم الاطباء). || میدانی که این ساقه ها را در آن ریزند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کاهبن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر