معنی کاهبرگ
4 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) برگ کاه. ساقهٔ خشک شده و درهم شکستهٔ گندم و جو است. قطعه و ریزه ای از کاه. یک تکه کاه. و از آن به بی مقداری تعبیر کنند مرادف یک هل پوچ : که در ره چنان دار کارش به برگ که نبود نیازش به یک کاهبرگ.اسدی. بکاهبرگی برگ جهان نخواهم جست چنانکه نیست به یک جو جهان خریدارم. خاقانی. || گاه از آن به زردی رخسار تعبیر کنند: ز پیریش لاله شده کاهبرگ ز بس عمرش از وی سته مانده مرگ. اسدی. || نیز از آن سبک سنگی و کم وزنی منظور دارند: مرا کآیم از کاهبرگی ستوه چه باید گرانبار گشتن چو کوه؟نظامی.
کلمات همقافیه با «کاهبرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر