معنی کامیاران

معنی کامیاران

5 بازدید
[ کامْ ] (اِخ) ده مرکزی بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع در ۸۲هزارگزی جنوب سنندج و ۷۷هزارگزی باختر کرمانشاه. یک هزارگزی راه شوسهٔ کرمانشاه و سنندج. مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است طول ۴۶ درجه و ۵۴ دقیقه عرض ۳۴ درجه ارتفاع از سطح دریا ۱۳۶۴ متر. راه شوسهٔ کرمانشاه به سنندج درگذشته از وسط آبادی میگذشت ولی بواسطهٔ احداث پل انیک از یک هزارگزی جنوب و دوهزارگزی خاور میگذرد. دارای ۵۰۰ تن سکنه میباشد. ادارات دولتی آن عبارتند از بخشداری، دارائی، پست و تلفن، دخانیات، بهداری، فرهنگ، غله، دستهٔ ژاندارمری. دبستان و چند باب دکان دارد. از چشمه و رودخانهٔ مروارید مشروب میشود. محصولاتش غلات، لبنیات، مختصر توتون. راه فرعی به آبادی شاهینی که یکی از قراء مهم بخش است از کامیاران منشعب میگردد همه روزه بین قصبه و شهر کرمانشاه اتوبوس رفت و آمد می نمایند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ کامْ ] (اِخ) نام یکی از بخش های شهرستان سنندج. خلاصه مشخصات جغرافیایی آن به شرح زیر است: حدود: از طرف شمال به بخش حومهٔ سنندج از طرف جنوب به دهستان میان دربند بخش روانسر از خاور دهستان بیلوار بخش مرکزی کرمانشاه و بخش سنقر کلیایی از باختر بخش پاوه از شمال باختر بخش زرآب از شهرستان سنندج وضع کلی: منطقه ای است کوهستانی رودخانه کارود در محل شمال بخش از خاور به طرف باختر جاری، راه شوسهٔ کرمانشاه به سنندج از وسط بخش یک هزارگزی جنوب کامیاران میگذرد راه اکثر قراء بخش مالرو است. محصولاتش غلات، لبنیات است. این بخش از چهار دهستان به شرح زیر تشکیل شده و شرح هر یک در جای خود داده شده است. ۱- دهستان بیلوار ۴ آبادی ۱۴هزار تن ۲- دهستان سوسور ۴۱ آبادی ۷هزار تن ۳- دهستان کارود ۳۸ آبادی ۱۲هزار تن ۴- دهستان ژاوه رود ۱۱ آبادی ۵۵۰۰ تن بنابراین بخش کامیاران از ۱۵۴ آبادی تشکیل شده دارای ۳۸۵۰۰ تن سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «کامیاران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید