معنی کامگار کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) پیروزمند کردن. غالب و چیره ساختن. مسلط کردن : چه کردن زبان بر بدی کامگار چه در آستین داشتن گرزه مار.اسدی.
کلمات همقافیه با «کامگار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر