معنی کامل‌آباد

معنی کامل‌آباد

4 بازدید
[ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چایپار بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی. واقع در نه هزارگزی شمال قره ضیاءالدین ۳۵۰۰هزارگزی خاور شوسهٔ قره ضیاءالدین به ماکو. ناحیه ای است واقع در دامنه، هوای آن معتدل است ۱۵۵ تن سکنه دارد. از چشمه مشروب میشود. محصولش غلات است، اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی آن جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه. واقع در ۱۲هزارگزی خاور مراغه و چهارهزارگزی راه شمال ارابه رو مراغه به قره آغاج. ناحیه ای است کوهستانی و هوای آن معتدل است. و ۴۳۶ تن سکنه دارد. زمین آن از آب چشمه مشروب میشود. محصولاتش عبارت است از: غلات، نخود، چغندر، کشمش، بادام، کرچک، زردالو، اهالی به کشاورزی گذران میکنند. از صنایع دستی جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «کامل‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید