معنی کالکاس
6 بازدید
(اِخ) غیبگوی یونانی که با آگاممنون در محاصرهٔ شهر تروا همراه بود. وی دستور قربانی کردن ایفیژنی دختر آگاممنون را برای جلب حمایت خدایان صادر کرد. و بتوصیهٔ او اسب چوبی معروف را ساختند. چون مپسوس در هنر غیبگویی جای او را گرفت خودکشی کرد.
کلمات همقافیه با «کالکاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر