معنی کالبدگشایی
4 بازدید
[ بَ / بُ گُ ] (حامص مرکب) شکافتن جسد مرده. از هم باز کردن اندام. و این آنگاه بود که خواهند علت مرگ را معلوم سازند. رجوع به کالبدشکافی شود.
کلمات همقافیه با «کالبدگشایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر