معنی کالبدگر
5 بازدید
[ بَ / بُ گَ ] (ص مرکب) سازندهٔ کالبد. || حجار که کالبد چیزها را حجاری میکند. (ناظم الاطباء). || و ریخته گری که آنها را از چدن میسازد. (ناظم الاطباء). || نقاش. (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنکه هر چیزی را نقش میکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کالبدگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر