معنی کافی اردوبادی
6 بازدید
[ یِ اُ ] (اِخ) از شعرای دورهٔ صفویه و منشی شاه طهماسب و از میرزایان اردوباد است که در شعر و انشاء مهارتی داشته است، بیت زیر از اوست: برد سودای تو صبر از دل سودائی من گشت بی صبری من موجب رسوائی من. (از صبح گلشن).
کلمات همقافیه با «کافی اردوبادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر