معنی کافیرای
5 بازدید
(ص مرکب) خردمند. تیزرای. بسنده رای. صائب رأی. تیزنظر: یکی از آن سه کس که داهی طبع و کافی رای بود. (سندبادنامه ص ۲۹۳). اما عظیم داهی و دانا و حاذق و کافی رای و بدیهه جواب. (سندبادنامه ص ۳۰۸).
کلمات همقافیه با «کافیرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر