معنی کافیجی

معنی کافیجی

5 بازدید
(اِخ) محمدبن سلیمان بن سعدبن مسعودالکافیجی از بزرگان و مشاهیر علماء در علوم عقلی است، اصلش از روم است و در مصر به حد اعلای اشتهار رسید، از جلال الدین سیوطی استفاده کرد و بعلت اشتغال زیادش به (الکافیه) به کافیجی مشهور شد. تألیفات بسیار دارد از آنجمله است: «مختصر فی علم التاریخ». «انوارالسعادة فی شرح کلمتی الشهاده». «منازل الارواح». «معراج الطبقات». «قرارالوجد فی شرح الحمد». «نزهةالمعرب». «رسالة فی النحو». «التیسیر فی قواعدالتفسیر». و «حل الاشکال» «رسالة فی الهندسة» و «الاحکام فی معرفةالایمان والاحکام». «مختصر فی علم الارشاد» و غیره. (الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۰۲).

کلمات هم‌قافیه با «کافیجی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید