معنی کافله
6 بازدید
[ فِ لَ ] (ع ص) مؤنث کافل : به مجدالدوله و مادرش که کافلهٔ ملک بود نامه ای بنوشت و قزوین به اقطاع خواست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۸۴). رجوع به کافل شود.
کلمات همقافیه با «کافله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر