معنی کافل
5 بازدید
[ فِ ] (ع ص) عائل. پذیرفتار. پذیرنده. پذیرندهٔ تعهد و تیمار کسی و آنکه چیزی نخورد و پیاپی روزه دارد و روزه ها را بهم متصل سازد و آنکه با خود پیمان بندد که در روزه سخن نگوید و حرفی بر زبان نیاورد. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کافل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فل» برای سرودن شعر