معنی کافرخوی
7 بازدید
[ فِ / فَ ] (ص مرکب) آنکه خوی کافران دارد. کافرصفت. جفاجو. جفاپیشه. محارب. ستیزه گر: روی درکش ز دهر دشمن روی پشت بر کن به چرخ کافرخوی.خاقانی.
کلمات همقافیه با «کافرخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر