معنی کاغذین
5 بازدید
[ غَ ] (ص نسبی) منسوب به کاغذ و هر چیز ساخته شده از کاغذ. (ناظم الاطباء). کاغذی : همچو دف کاغذینش پیراهن همچو چنگش پلاس بین شلوار.خاقانی. - کاغذین سد؛ سد نااستوار. سدی که بنای آن استوار نباشد چنانکه گویی از کاغذ ساخته شده : زن رومی آید کند کاغذین سد که از هندی آهن بنائی نیابی. خاقانی (دیوان، چ عبدالرسولی ص ۴۴۸). - کاغذین طناب؛ طناب سست و بی دوام : دیوانه طناب کاغذین ندرد چونانکه تو صف آهنین دری.منوچهری.
کلمات همقافیه با «کاغذین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر