معنی کاظم‌خان قراچه‌داغی

معنی کاظم‌خان قراچه‌داغی

4 بازدید
[ ظِ نِ قَ چَ ] (اِخ) در مجمل التواریخ گلستانه آمده است: کاظم خان قراچه داغی از امرای دولت نادریه در ایام نادرشاه در اوائل در سلک صحبت یساولان انتظام داشت بسبب خدمات نمایان که ازو روز بروز به ظهور میرسید و وفور ذهن و حدت ذکای او حضرت نادری او را بمرتبهٔ داروغگی دفترخانهٔ همایون از سایر همگنان برتری داده و محل سکنا و خانهٔ او در محال قراچه داغ و تمامی محالات محل مذکور در تحت اختیار او بود چون مرد کاردان و شجاع و صاحب فطرت بود نادرشاه ازو بدمظنه شده و در آن اوقات که در قلع و قمع جماعت لکزیه که سردار آنها یکی موسوم به سرخای خان و دیگری موسوم به اوسمی خان بودند اشتغال داشت در منزل شکی که محل سکنای جماعت مذکوره و از محالات داغستان است خان موصوف را بی سبب بتقصیری منصوب و در مقام مؤاخذه و بازخواست برآمده و حقوق خدمات سابقه را فراموش و هر دو چشم او را از حدقه برآورده از بینائی عاطل ساخت بعد از قتل نادرشاه خان موصوف با وجود کوری جمعیت موفور از ایلات آذربایجان و محالات قراچه داغ فراهم آورده علم خودسری و استقلال افراشت چنانکه خواتین و سرکردگان آذربایجان ازو هراس برداشته بسبب نفاق و خودرائی با آزادخان افغان متفق شده حربهای عظیم با او بوقوع رسیده و از موافقت و مرافقت خواتین و سرکردگان آن مملکت با آزادخان افغان شوکت کاظم خان برهم شکسته باب قتال و جدال را مسدود و در مکان خود که در کمال استحکام بود با جمعیت میبود آخرالامر چون چاره را منحصر دید با آزادخان طریق موافقت پیموده از باب سلوک برآمده متفق گردید و چند نفر از معتمدان خود را بنزد آزادخان فرستاده و خود در مکان سکونت و محل اختیار که قراچه داغ بود به حکمرانی متوطنین و سکنهٔ آنجا اشتغال داشت آزادخان هم این را مغتنم شمرده بعد از این صلح زیاده متعرض نگردید و در خفیه طرفین منتظر فرصت وقت و شکست یکدیگر بودند و در ظاهر به سلوک میگذرانیدند... (مجمل التواریخ گلستانه صص ۱۶۰ -۱۶۱). و نیز رجوع به ص ۲۹، ۱۵۷، ۲۰۶، ۲۹۶، ۳۴۰، ۳۴۷، ۳۵۱ از همین کتاب شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاظم‌خان قراچه‌داغی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید