معنی کاظمة

معنی کاظمة

4 بازدید
[ ظِ مَ ] (ع ص) مؤنث کاظم. رجوع به کظم و کاظم شود.
[ ظِ مَ ] (اِخ) موضعی است به بادیه. (منتهی الارب). سرزمینی است کنار دریا در راه بحرین از بصره. بین آن و بصره دو منزل راه است. چاههای فراوان دارد و آب آن خوردنی است و چشمه های آن آشکار است و اکثر شاعران یاد آن کرده اند: یا حبّذاالبرق من اکناف کاظمة یسعی علی قصرات المرخ والعشر للََّه در بیوت کان یعشقها قلبی و یالفها اِن طیبت بصر فقدتها فقد ظمئآنٍ ادواته والقیظ یحذف وجه الارض بالشرر امنیةالنفس ان تزداد ثانیه و حالنا و الامانی حلوةالثمر. (معجم البلدان). و «الخُرم» جبیلات بکاظمة و انوف جبال . (المعرب جوالیقی ص ۱۳۱). و مضی معه ناس من قیس فیهم الضحاک بن عبداللََّه و عبداللََّه بن رزین، حتی قدموالحجاز فنزل مکة فجعل راجز لعبداللََّه بن عباس یسوق له فی الطریق و یقول: صبحت من کاظمةالقصرالخرب مع ابن عباس بن عبدالمطلب. (عقدالفرید ج ۵ ص ۱۱۶).

کلمات هم‌قافیه با «کاظمة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید