معنی کاظمای نصرآبادی

معنی کاظمای نصرآبادی

5 بازدید
[ ظِ یِ نَ ] (اِخ) شاعر خوش گوئی است و خالی از ملاحت نیست. شعرش اینست : رود به باد دلی کز هوا نرسته درست چو خوشه ای که در آن دانه ای نبسته درست کجاست آنکه مرا منع کوی او میکرد تباه گشتم و دل همچنان نشسته درست حدیث هرزه درایان بعقل راست مکن که تیر کج ز کمان کسی نجسته درست همان هنر شکند خویش را اگر مردی برآور از کفش این تیغ را ز دسته درست. رباعی کاظم بجز از خدا ستودن غلط است در بند قبول خلق بودن غلط است جائی که به هرزه میرود آب حیات آنجا گهر خویش نمودن غلط است. (تذکرهٔ نصرآبادی ج ۲ ص ۲۲۹).

کلمات هم‌قافیه با «کاظمای نصرآبادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید