معنی کاشفی

معنی کاشفی

10 بازدید
[ شِ ] (اِخ) یکی از شعرای فارس و از اهالی بدخشان بود و به سال ۱۰۳۳ هـ . ق. به هندوستان هجرت کرد. ازوست: ز بس که ناز ترا با نیاز من جنگ است میان ما و تو، صحبت، چو شیشه با سنگ است. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ شِ ] (اِخ) حسین بن علی بیهقی سبزواری الاصل کاشفی التخلص واعظ الشهرة کمال الدین اللقب، از فحول علمای ایرانی جامع علوم دینیه و عارف معارف الهیه و کاشف اسرارعرفانیه و دارای فنون غریبه و در نجوم و ریاضیات متبحر و در اصول موعظه و خطابه متبحّر و در زمان سلطان حسین میرزا بایقرا در هرات و نیشابور مشغول وعظ و ارشاد بوده و با صوتی خوش و آهنگی دلکش آیات قرآنیه و احادیث نبویه را باعبارات و اشارات لایقه بعرصهٔ بیان می آورده اینک با آن همه تبحر علمی که داشته با «واعظ» شهرت و در مجلس وعظ او ازدحام تمام بودی و بسابودی که در تلاوت قرآن مجید از خود رفتی و از ابیات او قصیده ای است که در مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع) گفته است: ذرّیتی سؤال خلیل خدا بخوان وز لاینال عهد جوابش بکن ادا گردد ترا عیان که امامت نه لایق است آن را که بوده بیشتر عمر در خطا. و از همین شعر و کتاب روضه الشهدای او که در مقاتل خانوادهٔ رسالت (ص) است تشیع او و از ملازمت امیر علی شیرنوائی آتی الذکر و آیزنه بودن ملاعبدالرحمن جامی و پاره ای قرائن دیگر تسنن وی استظهار شده اینک حال مذهبی او مابین ارباب سیر محل خلاف و نظر بوده و در هرات که مردمانش از اهل سنت و جماعت بوده اند به شیعیگری متهم و در سبزوار که مرکز تشیع بوده بسیار خوار و به تسنن اشتهار داشته است و تفاوت در این موضوع در صورت لزوم موکول به کتب مبسوطهٔ مربوطه بوده و بهتر صرف اوقات در مصنفات او است: ۱- آیینهٔ اسکندری به زبان فارسی در استخراج مطلوب و حاوی هشت جدول و بیست دایره بوده و در کتابخانهٔ رضویه از موقوفات سال ۱۱۴۵ نادرشاه افشار موجود و آن را جام جم نیز گویند. ۲- الاختیارات یا اختیارات النجوم که بیک مقدمه و یک خاتمه و دو مقاله مشتمل و نامش بنوشتهٔ ذریعه، الواح القمر است. ۳- اخلاق محسنی که دو مرتبه چاپ شده و آن را بنام شاه سلطان حسین میرزا، ابن بایقرا و پسرش محسن میرزا در سال ۹۰۰ هـ . ق. به عبارات فارسی ساده تألیف و جملهٔ «اخلاق محسنی ۹۰۰» هم تاریخ آن و نامش جواهر الاسرار است. ۴- الاربعون حدیثاً در مواعظ که نامش الرسالة العلیة فی الاحادیث النبویة و فارسی بوده و چهل حدیث را جامع و آن را به هشت اصل که هر یک اصل هم به پنج فصل مشتمل است مرتب نموده است. ۵- اسرار قاسمی به پارسی در سحر و طلسمات و نیز نجات و علوم غریبه که بنام میرسید قاسم از اسرای دولت صفویه تألیف شده. ۶- الواح القمر که همان اختیارات مذکور فوق است. ۷- انوار سهیلی که بنام امیر احمد مشهور به سهیلی به پارسی ساده تألیف آن ملخص و توضیح کتاب کلیله و دمنهٔ مشهور بوده و بارها چاپ شده است. ۸- بدایع الافکار فی صناعة الاشعار. ۹- تحفة الصلوات به پارسی. ۱۰- التحفة العلیة فی علم الحروف و بیان اسرارها. ۱۱- تفسیر حسینی که همان مواهب العلیهٔ مذکور ذیل است. ۱۲- تفسیر زهراوین که ذیلاً بعنوان عروس مذکور است. ۱۳- تفسیر سورهٔ یوسف که ذیلاً بنام جامع الستین مذکور است. ۱۴- تفسیر قرآن مجید که چند فقره بوده و ذیلاً با اسامی مخصوصهٔ آنها مذکور هستند. ۱۵- جام جم که بنام آیینهٔ اسکندری مذکور شد. ۱۶- جامع الستین در تفسیر فارسی عرفانی و ادبی و اخلاقی و تاریخی سورهٔ یوسف بوده و آن را در شصت مجلس املا و اصحابش نوشته اند و آیات آن سورهٔ مبارکه را در شصت فصل تفسیر نموده و برای بیان کامل مراد شواهدی از اخبار و قصص و حکایات و اشعار فارسی و آیات دیگر آورده است و یک نسخهٔ خطی آن بشمارهٔ ۲۰۰۱ در کتابخانهٔ مدرسه سپهسالار جدید تهران موجود است. ۱۷- جواهر الاسرار و بنا بنوشتهٔ الذریعه کاشفی دو کتاب بدین اسم تألیف کرده یکی نام اصلی همان اخلاق محسنی مذکور فوق بوده و یکی هم شرح اسرار قاسمی مذکور فوق است و در تحت عنوان مثنوی از کشف الظنون نیز گویند که مثنوی ملای رومی را کاشفی منتخب کرده و آن را به (اللباب المعنوی فی انتخاب المثنوی) موسوم داشته پس گوید که نام آن در نسخه ای دیگر جواهر الاسرار و زواهرالانوار است و بنابراین سه کتاب کاشفی نام جواهر الاسرار دارد. ۱۸- جواهر التفسیر لتحفة الامیر که ذیلاً بنام عروس مذکور است. ۱۹- ده مجلس که تلخیص روضة الشهدای مذکور ذیل است. ۲۰- الرسالة العلیة فی الاحادیث النبویة که بنام اربعون مذکور شد. ۲۱- روضة الشهداء که به پارسی در مقاتل خانوادهٔ رسالت است. ۲۲- سبعهٔ کاشفیه که هفت رساله است در علم نجوم. ۲۳- شرح اسرار قاسمی که بنام جواهرالاسرار مذکور شد. ۲۴- شرح اسماءالحسنی که ذیلاً بنام مرصد مذکور است. ۲۵- شرح مثنوی. ۲۶- عروس که نام اصلیش جواهرالتفسیر لتحفة الامیر بوده و عروس نیز گویند و آن را به زبان فارسی برای وزیر کبیر امیر علی شیر نوائی آتی الترجمه تألیف و در اول آن علوم و فنون متعلقه به تفسیر را با بیست و دو عنوان در ضمن چهار اصل مذکور داشته و ظاهراً به اکمال آن موفق نیامده و از اول قرآن تا آیهٔ هشتاد و چهارم وسورهٔ نسا بوده و زیاده بر پنجاه هزار بیت است. و آن را تفسیر زهراوین نیز گویند که تفسیر دو سورهٔ کامل بقره و آل عمران است و آن را بنام مختصر تلخیص کرده و بعد از آن نیز تفسیر مواهب العلیة را تألیف داده است و دو نسخهٔ خطی از همین جواهر التفسیر بشمارهٔ ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ در کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار جدید تهران موجود است. ۲۷- فضل الصلوة علی النبی (ص). ۲۸- اللباب المعنوی فی انتخاب المثنوی که بنام جواهر الاسرار مذکور شد. ۲۹- لوائح القمر و ظاهراً همان الواح القمر مذکور فوق است. ۳۰- مختصرالجواهر که در ضمن عنوان عروس فوقاً مذکور شد و تا آخر قرآن در حدود بیست هزار بیت است. ۳۱- مخزن الانشاء بپارسی. ۳۲- المرصد الاسنی فی شرح اسماء اللََّه الحسنی. ۳۳- مطلع الانوار. ۳۴- منتخب مثنوی که بنام لباب مذکور شد. ۳۵- المواهب العلیة که تفسیر حسینی نیز گویند و در تهران چاپ شده و دو نسخهٔ کامل خطی آن نیز بشمارهٔ ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ و یک نسخهٔ جلد اول آن نیز از اول تا آخر سورهٔ کهف بشمارهٔ ۱۹۹۲ و دو نسخه از جلد دویمی نیز که از سورهٔ مریم تا آخر قرآن است بشمارهٔ ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ و یک نسخه نیز که ده جزو اول قرآن است بشمارهٔ ۱۹۴۲ و یک نسخه نیز که از سورهٔ یس تا آخر قرآن است بشمارهٔ ۱۹۴۴ در کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار جدید تهران موجود است و غیر اینها و اغلب آنها به زبان فارسی است و وفات کاشفی در سال ۹۱۰ یا ۹۰۶ هـ . ق. در هرات واقع و بنابر اول لفظ شیخ و بنابر دویمی کلمهٔ شوخ مادهٔ تاریخ وفات او بوده و پسرش فخر الدین صفی علی نیز از اکابر بوده و کتاب اسرار قاسمی پدرش را بنام کشف الاسرار شرح نموده و در بمبئی چاپ شد. (از ریحانة الادب جلد سوم ص ۳۴۵ -۳۴۷) و نیز رجوع به تاریخ ادبیات ایران تألیف دکتر رضا زادهٔ شفق چ ۱۳۳۸ ص ۲۶۱، ۳۵۷، ۳۵۸ و به «حسین واعظ» در قاموس الاعلام ترکی شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاشفی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید