معنی کاشغر دریا

معنی کاشغر دریا

5 بازدید
[ غَ دَ / رْ ] (اِخ) (یا قزل صو) سالی بیک گوید: نام نهری است که از میان شهر کاشغر میگذرد، و در قسمت اخیر خطهٔ پامیر که اخیراً تحت استیلای روس درآمده، در ۱۷هزارگزی شمال قره گول، از دامنه های آلاداغ سرچشمه گرفته، ابتداء بنام گوی چای بسمت شمال شرقی و آنگاه بسوی مشرق روان گردد، و چون به دشت سرازیر شود به اسم قزل صو موسوم گردد و وسعت ۲۳ متری پدید سازد و از بین شهر کاشغر عبور نماید و بنام کاشغر دریا به سیر خود ادامه میدهد، و آنگاه به یارکند دریا وارد گردد، و پس از طی یک مسافت ۱۸۰هزارگزی در قسمت های پایین با خوتن دریا امتزاج و اختلاط پیدا نماید و رود تاریم را بوجود می آورد. طول مجرایش بیش از ۶۰۰هزار گز است در قسمت سفلای آن تعدادی از مردابهای نی زاری و بحیره ها تشکیل میشود در فصل بهار آبش طغیان کند و اراضی واقعه در ۱۰۰هزارگزی بستر خود را فرا گیرد. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «کاشغر دریا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید