معنی کاشغر
6 بازدید
[ غَ ] (اِخ) کاجغر. گاجغر. کاچغر. کاژغر. (آنندراج). از چینیان است و بر سرحدی است میان تبت و خرخیز و چین و یغما و مهتران کاشغر اندر قدیم از خلخ بودندی یا از یغما. (حدود العالم). از بلاد مشرق و از مرزهای مسلمین است. (انساب سمعانی). شهری دارای قری و روستاها که از سمرقند و آن نواحی بدانجا سفر کنند و آنها در وسط بلاد ترک باشند و مردم آن مسلمانند. (معجم البلدان). شهری است از ترکستان منسوب به خوبان و خوش صورتان. (برهان). شهری است از توران در اقلیم پنجم مابین توران و ترکستان چین. (غیاث). شهری است مشهور در ماوراءالنهر از ترکستان به بلاد ایغور از اقلیم ششم. گفته اند در قدیم جای عیش و سرور و بزم افراسیاب بوده است و از شهرهای خوب ترکستان محسوب میشده و حسن خیز بوده. در سالی چند از سنوات سابق بر این شهری آباد بوده اکنون مدتی است گذشته که روی در ویرانی نهاده و به اندازهٔ قصبه باقی مانده. (آنندراج). شهری در ایالت شین جیان. و آن به فاراب و بلاساغون نزدیک و در تخوم چین است : عزم درست کرد که به کاشغر بازرود عبدالعزیزبن نوح بن نصر سامانی را بیاورد. (تاریخ بیهقی چ غنی - فیاض ص ۱۹۹). این قاضی بوطاهر رحمه اللََّه نامزد شد به رسولی با خواجه بوالقاسم حصیری سلمه اللََّه تا به کاشغر روند بنزدیک قدرخان به ترکستان. (ایضاً ص ۲۱۱). بجای خویش بیارم حدیث این رسولان که چون به کاشغر رسیدند نزدیک قدرخان چه رفت در باب عهد و عقدها و حق عقد محمدی. (ایضاً ص ۲۲۰). اگر سلطان را میسر شود تاختن و کاشغر سلطان را باشد. (تاریخ جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۸۳). و لشکر به کاشغر و ختن روان کرد و آن را مستخلص گردانید. (ایضاً ج ۲ ص ۸۸). تا حدود کاشغر و ختن سلطان را مسلم باشد. (ایضاً ج ۲ ص ۱۲۶). ترک نزاید چنو به کاشغر اندر سرو نبالد چنو به کاشمر اندر. معزی نیشابوری. به جامع کاشغر درآمدم. (گلستان). سامی بیک مؤلف قاموس الاعلام آرد: نام شهر مرکزی ترکستان شرقی تابع چین است در ۱۷۰هزارگزی شمال غربی یارکند بر کاشغر دریا (و به نام دیگر قزل صو) تابع رود تاریم و منصب بر یارکند دریا در ارتفاع ۱۲۲۰ گزی، در ۳۹ درجه و ۲۷ دقیقه و ۸ ثانیهٔ عرض شمالی و ۷۳ درجه و ۴۲ دقیقه طول شرقی دیده میشود و موقع آن محاط با دشتهای منبت و حاصل خیز است در بین جبال مرتفعهٔ واقعه در میان سه کشور چین، ترکستان و افغانستان یعنی نقطهٔ اجتماع و تلاقی و محل ایاب و ذهاب دائمی چندین راه کاروان رو واقع است و از این لحاظ چه از نظر تجاری و چه از حیث نظامی و لشکرکشی اهمیت بسیار دارد. و تلال واقعه در گرداگرد آن بصورت استحکامات درآمده است. این شهر به دو قسم منقسم گردیده: اول شهر قدیم و دوم شهر جدید. و از بین آنها رود «قزل صو» جاری میگردد و آنها بوسیلهٔ پلی بهم پیوسته شده اند. ویرانه های کاشغر قدیم در کنارهای نهر نامبرده دیده میشود این همان قسمتی است که تحت محاصرهٔ تیمور لنگ درآمده بود، و دو جامع جلیل سید جلال الدین و سلطان نیز در این جهت جا دارد، و سوری گرداگرد شهر را فرا گرفته دو دروازه و یک پل بر خندق دارد، و درب شمالی را صوقپوسی، و درب جنوبی را قوم قپوس، نامند، و طرفین جادهٔ واقعهٔ بین این دو درب، از دکانها، بازار بزرگی تشکیل میدهد، کاخ یعقوب بک صدراعظم که الیوم عمارت دولتی است و نیز یک کاروانسرای بزرگ از بناهای صدر اعظم مزبور، بزرگترین ابنیهٔ کاشغر میباشند، و بقیهٔ بناهای شهر عادی و عاری از نظافت و لطافت است، و در ۳هزارگزی شمال شهر قدیم مقبرهٔ حضرت آفاق در میان باغها و باغچه های پرطراوت و سبز دیده میشود که زیارتگاه مردم میباشد، وی دویست سال قبل وفات یافته و این بنا از ابنیهٔ پر تکلف و تصنع و از شاهکارهای صنعت میباشد و نمای آن را با کاشی ها و چینی های سفید و آبی مزین ساخته اند و در صحن آن یک باب خانقاه، یک باب مدرسه و یک باب مسجد نیز مشاهده میشود در سمت مغرب این قسمت قلعه ای مسمی به کلباغ وجود دارد، و شهر جدید بمنزلهٔ قلعهٔ شهر قدیم میباشد و یک برج بلند دارد و بسوری مرتفع محاط است، و فقط در سمت شمال آن یک دروازه هست در اینجا کاخ یعقوب بک که فعلاً اقامتگاه والی مبیاشد با دائرهٔ حرم و یک مسجد بزرگ مسمی به جامع مسجد و یک بازار بزرگ دیده میشود. کاشغر قدیم، در اثنای محاربهٔ میرزا بایقرا با سلطان سعید، به سال ۹۱۹ هـ . ق. ویران شده جای خود را به کهنه شهر فعلی داد، و قلعهٔ دردلی موسوم به ینی شهر (شهر جدید) را چینیان در زمان حکومت خویش یعنی ۶۰ سال قبل بنا نهاده اند. یعقوب بک مشهور به آتالق غازی هم به سال ۱۲۹۰ هـ . ق. تمام ترکستان شرقی را از چنگ چینیان درآورد تا آنجا که اهالی وی را به امیری پذیرفتند، پس کاشغر را پایتخت قرار داد و بتوسعه و تزئینش پرداخت، ولی دولتش دوامی نکرد، دولت مستعجلی بود و چینیان آن ناحیت را از نو به چنگ درآورده با دسایس و معاملات غدارانه به قتل عام و تخریب آغاز کردند. (قاموس الاعلام ترکی).[ غَ ] (اِخ) در حال حاضر نام مرکز سنجاقی از ترکستان شرقی تابع دولت چین میباشد، و نیز قصبات: آرتوش، اوپال، طاش بالق، بشکرم، قزیل بوی، و فیض آباد، را در بر دارد. سکنهٔ آن را کاشغری نامند، و به نژادی قریب بجنس ترک منسوب میباشند و بشغل زراعت مشغول و مردمان ساعی و فعال هستند. اینان تا جهت ختن انتشار یافته اند و جمعی از اینان را حکومت چین در سوابق ایام به محلی موسوم به ایلی وادی کوچانده و دسته ای نیز در موقع استیلای خارجیان بر کاشغر متفرق گشته اند و اکنون هم در ترکستان وسطی تا فرغانه و تاشکند متفرق و اراضی آن از دو طرف شمال و مغرب محاط با جبال مرتفع و دشتها است. خاکش ریگزار و حاوی آثار نمک و با این حال بسیار حاصلخیز و منبت میباشد. میاه فراوانی از جبال نامبرده سرازیر گردد، و انهار عمده اش عبارت است از: رودهای صوغون، صویوق (یا «طویوق»)، طومان، قزل صو یا (کاشغر دریا): یمان یار، و غیره. در گرداگرد یمان یار برای آبیاری اراضی کانال بزرگ مصنوعی موسوم به خان آریغی نیز احداث شده. امور فلاحت و زراعت به اندازهٔ سنجاق یارکند پیشرفت نکرده ولی صنایع آن زیادتر است، در کاشغر و اعمال و نواحیش سالانه به قیمت دو سه میلیون فرانک کرباس تهیه و صادر گردد و قالی ها و گلیم های کاشغر هم مشهور است. چراگاههای بسیار در این قطعه مشاهده میشود، اهالی مقدار کثیری اسب، گاو، خر و شتر تربیت میکنند. اسبهای کاشغر نیرومند و پردوام و اشترانش دوکوهانی میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «کاشغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر