معنی کاسهٔ شکسته
6 بازدید
[ سَ / سِ یِ شِ کَ تَ / تِ ] (اِخ) کاسهٔ درویشان. فکه. اکلیل شمالی. قصعة المساکین. و رجوع به هر یک از این مواد شود.
کلمات همقافیه با «کاسهٔ شکسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر