معنی کاسه شدن
6 بازدید
[ سَ / سِ شُ دَ ] (مص مرکب) کنایه از کوشیدن و تلاش نمودن باشد. || گوژ شدن و خمیده گردیدن. (برهان): بر آهن اگر دوش زند شیشهٔ عهدم از حلبی آن کاسه شود پهلوی سندان. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کاسه شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر