معنی کاسهٔ زانو
6 بازدید
[ سَ / سِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آئینهٔ زانو. رضفه. رجوع به رضفه شود: جام جم آئینه دار کاسهٔ زانوی ماست ما چو طفلان هر طرف بهر تماشا میرویم.صائب. ساغر کف را نصیبی زین می محنت رسید ز آنکه می آید زیاد از کاسهٔ زانوی ما. ابوطالب کلیم (از آنندراج). چون بفکر تو سر کشم در جیب مستی من ز کاسهٔ زانوست. میرزا عبدالغنی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کاسهٔ زانو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر