معنی کاسع
6 بازدید
[ سِ ] (ع ص) ناقه و جز آن که دم را میان هر دو پای درآورده باشد. (منتهی الارب). ظبیة کاسع، کذلک. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کاسع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سع» برای سرودن شعر