معنی کاست گرفتن
4 بازدید
[ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) ضعیف شدن. از تن خرد شدن : پس نه مقری تو که ملک خدای هیچ نگیرد نه فزونی نه کاست. ناصرخسرو. شکر است آب نعمت و نعمت نهال اوست بی آب خوش نهال نگیرد مگر که کاست. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «کاست گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر