معنی کاسانه
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) مرغی است سبزرنگ در خوزستان بسیار بود. (لغت نامهٔ اسدی). کاسکینه. کاسکه. مرغکی باشد سبزرنگ بسرخی مایل و در ولایت خوزستان بسیار است. (برهان). مرغی است سبزرنگ بسیارخوار پرشهوت و در میان مرغان بصفت خوک است در چارپایان. گویند در خوزستان بسیار است و آن را سبزک نیز گویند و به عربی شقراق خوانند. (انجمن آرا). قُطرُب. گمان میکنم کاسانه زغن و غلیواژ باشد: چند پوئی بگرد عالم چند؟ چند کوبی طریق پویائی؟ ز آنکه از بهر قوت شهوت همچو کاسانه می نیاسایی.عمعق بخارائی.
کلمات همقافیه با «کاسانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر